به گزارش خانه ملت؛ فرهاد شهرکی، نماینده مردم سیستان و نایبرئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان«دیپلماسی گازی باید به قراردادهای اجرایی، توسعه زیرساختها و تقویت امنیت انرژی کشور منتهی شود» به موضوع سفر رئیس جمهوری به مسکو به منظور حضور در هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) اشاره و تاکید دارد که این اجلاس علاوه بر تقویت همکاریهای راهبردی میان تولیدکنندگان گاز بویژه روسیه و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی،فرصتهایی را برای جذب سرمایه، انتقال فناوری و ارتقای جایگاه ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی انرژی فراهم میکند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
حضور رئیسجمهور در هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) در مسکو را باید در چارچوب تحولات ساختاری بازار جهانی انرژی، ضرورت تقویت همکاریهای راهبردی میان تولیدکنندگان گاز و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی برای تأمین منافع ملی ارزیابی کرد. اهمیت این سفر صرفاً در سطح مشارکت سیاسی نیست، بلکه در فرصتهایی است که برای توسعه تجارت گاز، جذب سرمایه، انتقال فناوری، تقویت امنیت عرضه و ارتقای جایگاه ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی انرژی فراهم میکند.
مجمع کشورهای صادرکننده گاز، یکی از مهمترین نهادهای بیندولتی در حوزه گفتوگو و هماهنگی سیاستهای گازی است. کشورهای عضو این مجمع بخش عمدهای از ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان را در اختیار دارند و از جایگاه تعیینکنندهای در تأمین انرژی، توسعه زیرساختهای صادراتی و سرمایهگذاریهای بلندمدت برخوردارند. جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان یکی از بنیانگذاران این مجمع و دارندگان بزرگترین ذخایر گازی جهان، ظرفیت قابلتوجهی برای ایفای نقش مؤثر در مناسبات بینالمللی گاز دارد؛ ظرفیتی که تحقق اقتصادی آن مستلزم سرمایهگذاری، توسعه فناوری و تقویت زیرساختهای تولید و انتقال است.
بازار جهانی گاز در سالهای اخیر تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی، تغییر مسیرهای تجارت انرژی، توسعه گاز طبیعی مایعشده (LNG)، افزایش رقابت میان عرضهکنندگان و ضرورت تضمین امنیت انرژی، دستخوش تغییرات بنیادین شده است.در چنین شرایطی،حضور فعال ایران در سازوکارهای چندجانبه میتواند زمینه هماهنگی بیشتر در حوزه امنیت عرضه و تقاضا، حمایت از سرمایهگذاری های بلندمدت و کاهش مخاطرات تجاری و زیرساختی را فراهم کند.
از منظر فنی و اقتصادی، یکی از مهمترین محورهای این سفر، تبدیل ظرفیت ذخایر عظیم گازی ایران به توان پایدار تولید، تجارت و ارزشآفرینی اقتصادی است. برخورداری از ذخایر زیرزمینی، بهتنهایی به معنای برخورداری از قدرت صادراتی نیست. توسعه میدانهای گازی، حفظ و افزایش ظرفیت تولید، احداث تأسیسات فرآورش و تقویت شبکه انتقال، نیازمند سرمایه، فناوری، مدیریت یکپارچه و قراردادهای اقتصادی قابل اتکاست.
در این چارچوب، نشستهای دوجانبه حاشیه اجلاس، بهویژه مذاکرات پیشبینیشده رؤسای جمهور ایران و روسیه، از اهمیت ویژهای برخوردار است. همکاری دو کشور میتواند موضوعاتی نظیر توسعه مشترک یا مشارکتی میدانهای نفت و گاز، انتقال فناوری، سرمایهگذاری در تأسیسات بالادستی و میاندستی، تجارت گاز، قراردادهای سوآپ و توسعه کریدورهای انتقال انرژی را دربرگیرد.
با این حال، از منظر کارشناسی باید میان توافقات سیاسی، تفاهمنامههای اولیه و قراردادهای اجرایی تمایز قائل شد. هر توافق مؤثر در حوزه واردات، صادرات یا سوآپ گاز باید بر مبنای مطالعات امکانسنجی فنی و اقتصادی، تعیین حجم و مدت تعهدات، مشخصات کیفی گاز، ظرفیت واقعی خطوط انتقال، سازوکار قیمتگذاری، تضمینهای قراردادی و الزامات تأمین مالی تنظیم شود.
موضوع مهم دیگر، ارتباط مستقیم دیپلماسی گازی با مدیریت ناترازی انرژی در داخل کشور است. ایران با وجود برخورداری از منابع گسترده گاز طبیعی، در دورههای اوج مصرف زمستانی با محدودیت تأمین سوخت برخی صنایع و نیروگاهها مواجه میشود. ازاینرو، توسعه همکاریهای خارجی باید با برنامهای منسجم برای افزایش ظرفیت تولید قابل تحویل، بهینهسازی مصرف، کاهش تلفات شبکه، جمعآوری گازهای همراه و ارتقای بهرهوری انرژی همراه باشد.
از منظر کمیسیون انرژی مجلس،موفقیت دیپلماسی گازی زمانی معنا پیدا میکند که دستاوردهای آن به افزایش قابلیت اطمینان تأمین انرژی،کاهش محدودیتهای تولید صنعتی، تقویت درآمدهای ارزی و توسعه پایدار زیرساختهای کشور منجر شود. برهمین اساس، انتظار میرود وزارت نفت و دستگاههای مسئول، پس از پایان اجلاس، گزارش مشخصی از توافقات، تعهدات، برنامههای اجرایی و آثار اقتصادی احتمالی مذاکرات ارائه کنند تا امکان ارزیابی و نظارت بر تحقق نتایج فراهم شود.
در کنار مناسبات دوجانبه با روسیه، گفتوگو با سایر کشورهای عضو و ناظر مجمع نیز میتواند زمینه توسعه همکاریهای فناورانه، تبادل تجربیات در مدیریت مخازن، ارتقای بهرهوری تأسیسات گازی، کاهش انتشار متان و شناسایی بازارهای جدید را فراهم سازد. چنین همکاریهایی باید با ملاحظات امنیت انرژی، منافع متقابل، الزامات حقوقی و واقعیتهای اقتصادی کشور طراحی شوند.
معتقدم معیار موفقیت این سفر، تعداد دیدارها یا اسناد امضاشده نیست؛ بلکه میزان تبدیل مذاکرات به قراردادهای قابل اجرا، سرمایهگذاری مؤثر، ظرفیت تولید و تجارت پایدار و منافع اقتصادی قابل اندازهگیری برای کشور است.
ایران باید از جایگاه دارنده ذخایر عظیم گاز طبیعی،به جایگاهی متناسب در تولید رقابتپذیر، تجارت منطقهای و زنجیره ارزش انرژی دست یابد. تحقق این هدف، نیازمند پیوند هوشمندانه دیپلماسی انرژی با اصلاح ساختارهای داخلی، بهینهسازی مصرف و سرمایهگذاری هدفمند است.
قدرت واقعی یک کشور در معادلات جهانی انرژی، تنها با حجم ذخایر زیرزمینی آن سنجیده نمیشود؛ بلکه با توان تبدیل این ذخایر به امنیت انرژی، ارزش افزوده اقتصادی، اقتدار فناورانه و منافع پایدار ملی شناخته میشود./
پایان پیام

نظر شما